سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

334

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

ملحق است ولى اين الحاق موجب آن نمىشود در وقتى كه عقل از او زائل است و نفس زوال عقل رافع تكليف مىباشد اگر به كلمه كفر و ردّه تلفظ نمود يا فعلى كه صدور آن در حال عقل موجب خروج از دين مىشود انجام داد برايش ارتداد حاصل گردد و حاصل آنكه الحاق مست در پاره‌اى از احكام به صاحى موجب آن نيست كه در مطلق احكام بوى ملق گردد . سپس مرحوم شارح مىفرماين : و همچنين براى كسى كه از روى غلط و اشتباه غفلتا و يا سهوا و يا در خواب و يا در حالى كه غضب قصد و نيّت را از وى برده باشد كلمه كفر و ردّه تلفظ نمود حكمى نمىباشد . فرع اگر كسى كه به كلمه ردّه تلفّظ نمود مدّعى شد كه آن را از روى غلط و اشتباه يا غفلت و سهو مثلا گفته يا در حالى از وى صادر شده كه غضب بر او مستولى و قصد و نيّت را در او مرتفع ساخته بوده اين ادّعاء از او معقول و مسموع مىباشد فلذا حكم به ارتدادش نبايد نمود . و نيز اگر مدّعى اكراه شد در صورتى كه قرينه بر صدق ادّعايش موجود باشد مثل اينكه در حال اسارت لفظ مزبور از او صادر گشته اين ادّعاء پذيرفته است . و اگر مدّعى شد مدلول لفظ را قصد نداشته و صرفا تلفظ به كلمه كفر لقلقه زبان بوده در صورتى كه كامل باشد يعنى عاقل و بالغ و مختار باشد در اينكه بتوان اين ادعاء را از وى پذيرفت دو احتمال است : احتمال اوّل : آنكه بگوئيم چون ممكنست در واقع صادق باشد همان طوريكه احمتال كذبش داده مىشود لاجرم امر مشتبه بوده و نفس اشتباه